تو این زمونه که صبح تا شب پشت یک میز نشتیم و کارهای تکراری میکنیم، و همه چیز های خوب را فراموش کردیم، و تبدیل به یک ماشین شدیم، الان وقتش هست که یکم حال و هوا را عوض کنیم و کمی شاد باشیم.
هفته اول سال تحصیلی بود. با رفقیم رفته بودیم دانشگاه ولی کلاس تشکیل نشد، وقتی تو سالن برمیگشتم دیدیم توی یک کلاس ده دوازده تا دختره ولی هنوز استاد نیومده.
این دوستمم کلا سرش درد می کرد واسه اذیت کردن, سنش هم بالا بود, گفت من به
جای استاد می رم سر کلاس تو سه چهار دقیقه دیگه بیا صدام بزن جیم شیم.
رفت داخل بلند گفت سلام بچه ها, همین جور تخته پاکن رو بر داشت داشت تخته رو پاک می کرد, می گفت سال جدید تحصیلی رو تبریک می گم, که یکی از دخترا گفت استاد که
سر کلاسه, من از شیشه در نگاه می کردم دیدم استاد خانومه وسط بچه ها نشسته,
رفیقم کلا سرخ شده بود ولی کم نیاورد، گفت: ببخشید فکر کنم کلاس رو اشتباه آمدم, بعد آمد بیرون، من افتاده بودم کف سالن داشتم میمردم از خنده.
برچسب: سوتی, مطلب خنده دار,
نویسنده: جورابچی