تو این زمونه که صبح تا شب پشت یک میز نشتیم و کارهای تکراری میکنیم، و همه چیز های خوب را فراموش کردیم، و تبدیل به یک ماشین شدیم، الان وقتش هست که یکم حال و هوا را عوض کنیم و کمی شاد باشیم.
طرف سرطان گرفته بود، هر کسی حالش رو میپرسید، میگفت ایدز گرفتم و غیره و ذالک
زنش که میفهمه، بهش میگه چرا انقدر آبرو ریزی میکنی مرد؟!
شوهرش میگه، تو جوان هستی و خوشگل، دوست ندرام، هنوز چهلم نشده بهت پیشنهاد ازدواج مجدد بدن.

برچسب: ازدواج مجدد,
نویسنده: جورابچی