تو این زمونه که صبح تا شب پشت یک میز نشتیم و کارهای تکراری میکنیم، و همه چیز های خوب را فراموش کردیم، و تبدیل به یک ماشین شدیم، الان وقتش هست که یکم حال و هوا را عوض کنیم و کمی شاد باشیم.
اولین آهنگ مجاز حبیب

متن و لینک دانلود در ادامه مطلب
برچسب: دانلود آهنگ, حبیب,
نویسنده: جورابچی
در دادگاه قاضی از ساده لوح میپرسه:
چرا پدر و مادرت رو کشتی؟
میگه: شب بود، بیدار شدم، رفتم آب بخورم که، به رابطه کثیفشون پی بردم

برچسب: رابطه,
نویسنده: جورابچی
طرف سرطان گرفته بود، هر کسی حالش رو میپرسید، میگفت ایدز گرفتم و غیره و ذالک
زنش که میفهمه، بهش میگه چرا انقدر آبرو ریزی میکنی مرد؟!
شوهرش میگه، تو جوان هستی و خوشگل، دوست ندرام، هنوز چهلم نشده بهت پیشنهاد ازدواج مجدد بدن.

برچسب: ازدواج مجدد,
نویسنده: جورابچی
از سفر کربلا برگشتم، میگه از بمب گذاری ها و انفجارها جون سالم بدر بردی؟
گفتم: پ ن پ
شهید شدم، شهیدان زنده اند، الله و اکبر!

برچسب:
نویسنده: جورابچی
رفتم کدو تنبل خریدم، اومدم خونه، مامانم میگه: میخوای بخوریش؟!
پ ن پ
میخوام بهش درس یاد بدم اسمشو عوض کنه

برچسب:
نویسنده: جورابچی
از تنبل خان پرسیدن با کدوم عبادت حال می کنی؟
گفت: نماز میت
پرسیدن چرا؟
گفت: وضو که نمخه. رکوع و سجده هم که ندره. صفشم که خرتوخره! کفشاتم در نمیری، آخرشم نهار مدن.

برچسب:
نویسنده: جورابچی
نحوۀ از بین بردن آناتومی آلت مردانه به وسیله یک شوخی خرکی!!
![]()
برچسب:
نویسنده: جورابچی
به نظر شما الان اگه دوباره کسی بخواد یک همچین نونی به نونواشون سفارش بده بالای ۱۵.۰۰۰ تومان در میاید یا کمتر میشه؟

برچسب:
نویسنده: جورابچی
وقتی میری توی پارک نوشته وسایل مخصوص کودکان زیر ۱۲ سال هست حرف بفهم، نشین روی تاپ

برچسب: تصاویر جالب, شکار لحظه,
نویسنده: جورابچی
تصویر متحرک را در ادامه مطلب مشاهده کنید
![]()
برچسب: دزد, تصویر دیدنی,
نویسنده: جورابچی
هفته اول سال تحصیلی بود. با رفقیم رفته بودیم دانشگاه ولی کلاس تشکیل نشد، وقتی تو سالن برمیگشتم دیدیم توی یک کلاس ده دوازده تا دختره ولی هنوز استاد نیومده.
این دوستمم کلا سرش درد می کرد واسه اذیت کردن, سنش هم بالا بود, گفت من به
جای استاد می رم سر کلاس تو سه چهار دقیقه دیگه بیا صدام بزن جیم شیم.
رفت داخل بلند گفت سلام بچه ها, همین جور تخته پاکن رو بر داشت داشت تخته رو پاک می کرد, می گفت سال جدید تحصیلی رو تبریک می گم, که یکی از دخترا گفت استاد که
سر کلاسه, من از شیشه در نگاه می کردم دیدم استاد خانومه وسط بچه ها نشسته,
رفیقم کلا سرخ شده بود ولی کم نیاورد، گفت: ببخشید فکر کنم کلاس رو اشتباه آمدم, بعد آمد بیرون، من افتاده بودم کف سالن داشتم میمردم از خنده.
برچسب: سوتی, مطلب خنده دار,
نویسنده: جورابچی
آخه چرا اینطوری گازش میگیری؟
الان دستش سوراخ میشه

برچسب: تصاویر جالب, شکار لحظه,
نویسنده: جورابچی